,

حدس و گمان در انجام کار برای موفقیت

دیروز داشتیم با یکی از دوستان صحبت می‌کردیم. تولیدکننده‌ای اهل تهران بودند. می‌گفت تمام سرمایه من رفته است و تقریبا هیچ چیزی ندارم. ۴-۳ سال است که دارم تولید می‌کنم و بارها خواسته‌ام جمع بکنم. فقط گاهی وقت‌ها فایل‌های شما را که گوش می‌دهم انرژی به من بازمی‌گردد. به من زنگ زده بود که بپرسد ((اگر پنج‌شنبه بیایم، اتفاقی می‌افتد؟)). به نوعی شک داشت. می‌گفت فایل‌ها را که گوش می‌کنم انرژی می‌گیرم، ولی سراغ کارگاه و تولیدم که می‌روم دوباره ناامید می‌شوم. دوباره با خودم می‌گویم نه نمی‌شود. با حالتی از احترام گفت فکر نکنید من اعتماد ندارم، ولی خب بیایم؟ نیایم؟ می‌شود؟ نمی‌شود؟ گفتم بیا. اگر برای شما حدس و گمان است، برا ما یقین است. آنقدر ما به پنج‌شنبه‌هایمان ایمان داریم، آنقدر به مسیرمان اعتماد داریم که راحت همه شما را دعوت می‌کنم.

یادداشت

گفتم بیا. اگر برای شما حدس و گمان است، برا ما یقین است. آنقدر ما به پنج‌شنبه‌هایمان ایمان داریم، آنقدر به مسیرمان اعتماد داریم که راحت همه شما را دعوت می‌کنم.

کلمه آراد

دیروز هم گفتم باز هم تأکید می‌کنم، اگر در جمع کسانی که وویس‌های ما را می‌شنوند و فایل‌های ما را می‌خوانند و کلمه‌ی ((آراد برندینگ)) به گوششان خورده است، کسی دغدغه مالی داشته باشد یا بگوید چیزی که می‌خواهم را به دست نمی‌آورم -دقت کنید آن چیزی که می‌خواهم شاید برای یک نفر دو میلیون و برای دیگری ۱۰ میلیون یا ۲۰ میلیون باشد- واقعا معذرت می‌خواهم لغت جایگزین برایش پیدا نمی‌کنم، بی‌عرضه‌اید و من به شخصه برای آدم‌های بی‌عرضه احترام زیادی قائل نیستم. جمله‌ای منصوب به هیتلر است که می‌گوید ((اشک‌هایی که زمان شکست می‌ریزید، عرق‌هایی است که برای پیروزی نریخته‌اید.)) تمام آن زمان‌هایی که می‌نشینید و خندوانه، دورهمی یا برنامه ۹۰ و بازی ایران پرتغال نگاه می‌کنید، همان زمان‌هایی است که از دست می‌دهید و باعث می‌شود که بعدا بنشینید و حسرت بخورید و با افسوس و آه و ناله به صف پراید بروید و همیشه هشتتان گرو نهتان باشد. اگر در آراد برندینگ هستید، در بستری به سر می‌برید که می‌توانید به چیزی که می‌خواهید برسید. اگر نمی‌رسید لطفا خودتان را شماتت کنید. ما باید به اندازه وسعمان پاسخگو باشیم. از من به اندازه همین ۳۰ هزار نفری که وویس‌هایم را می‌شنوند سوال می‌شود. کسی از من سوالی که از وزیر اقتصاد پرسیده می‌شود را نمی‌پرسد. ولی من به تمام آن ۳۰ هزار نفر می‌گویم که می‌توانید آن چیزی را که می‌خواهید به دست آورید. من فلان مسئول نیستم که بگویم خودتان رأی دادید حالا هم پای آن بیاستید. نه. من می‌گویم چیزی که می‌خواهید را به دست آورید. اگر به دست نیاوردید باز هم خودتان را شماتت کنید. هیچ چیزی دست ما نیست، هیچ چیزی دست هیچ کسی نیست و همه چیز تابع خودتان است. خودتان تلاش کنید، خودتان پول در آورید و خودتان شرایط زندگی‌تان را آرمانی کنید.

شرایط اقتصاد واقعا خوب نیست. دلار ۱۵ هزار تومان شده است. اصلا چیز بی‌معنی‌ای است. پراید ۴۰ میلیون شده است. چیز کاملا بی‌معنی است. رادفوری که ما باید ۲۴۵۰۰ دلار برای خرید آن پول بدهیم با دلار ۱۰ هزار تومان هم ۲۴۵ میلیون می‌شود و اینجا باید ۶۰۰ میلیون پول بدهیم. ولی ما داریم در همین کشور زندگی می‌کنیم پس بروید و با همین شرایط نابسامان خودتان شرایطتتان را به سامان کنید.

یادداشت

پس بروید و با همین شرایط نابسامان خودتان شرایطتتان را به سامان کنید.

منتظر دیگران نباشید!

آن کسانی که منتظرید برایتان کاری بکنند قیمت پراید را به ۴۷ میلیون رسانیده‌اند. آن کسانی که منتظرید شما را جایی استخدام کنند دلار را ۱۵ هزار تومان کرده‌اند. منتظر آن‌ها نباشید. خودتان تکان بخورید. اگر می‌خواهید تکان بخورید کانال‌های خبریتان را پاک کنید. ایسنتاگرامتان را پاک کنید. تلویزیونتان را خاموش کنید. علی صبوری قهرمان شد. باشد. دیگر خنداننده‌شو تمام شد. تلویزیونتان را خاموش کنید. شما تمام برنامه‌های خندوانه را دیدید. به تک‌تکشان رأی دادید و علی صبوری را قهرمان کردید. من هم هیچ‌کدامشان را ندیدم. اگر کسی بابت دیدن آن‌ها چیزی بیشتر از من دارد، لطف کند و حتما به من اطلاع دهد. من علیرضا شعبانی هستم. اگر شماره من را ندارید از مشاورها بگیرید. بیاید بگید چه چیزی دارید که من ندارم. ولی من چیزی دارم که آن‌هایی که خندوانه دیده‌اند ندارند و آن آرامش فکری، آرامش اقتصادی، آسایش اقتصادی و آسایش فکری است. من به هر چیزی که می‌خواهم می‌رسم. هر کاری که بخواهم می‌کنم. ولی شما این کار را نمی‌کنید. کسانی که تلویزیون می‌بینند و در ایسنتاگرام می‌چرخند، به جای اینکه به آن چیزهایی که می‌خواهند برسند، آن چیزهایی را می‌خواهند که به آن رسیده‌اند. تفاوت داریم. من به چیزهایی که بخواهم می‌رسم، ولی شما آن چیزهایی را که دارید می‌خواهید. خیلی تفاوت بین ما است. منظور من از ((من)) علیرضا شعبانی نیست بلکه سیستم آراد را می‌گویم. نماینده‌هایی که در آراد هستند، کار می‌کنند و به آن چیزی که می‌خواهند می‌رسند. پس یا تلاش کنید و عرق بریزید و به چیزی که می‌خواهید دست یابید یا تلاش نکنید و آن عرق‌ها را نگه دارید و بعدا اشک بریزید و آن چیزهایی که دارید را دوست داشته باشید.

امیدوارم آدم‌های پرتلاش زودتر با ما آشنا شوند و زودتر زندگیشان را تغییر بدهند. موفق و مؤید باشید.