باورهای غلط در تجارت

باورهای غلط که منجر به ورشکستگی تجاری می شود.

? چه زمانی یک شرکت یا مجموعه یا یک فعال اقتصادی ورشکست می شود؟
انسان درآمدی دارد و مخارجی.
وقتی درآمدش چند ماهی از مخارجش کمتر شود انسان ورشکست می شود.
مخارج ما که تقریبا اعداد مشخص و معلومی هستند.
در خیلی از مجموعه ها هم با بهترین سیاست ها برای کاهش هزینه ها، آنقدر نمی شود هزینه را کم کرد.
پس ناگزیر برای فرار از ورشکستگی باید افزایش درآمد داشت.

? اما باور غلط خیلی ها اینست که برای جلوگیری از ورشکستگی کاهش هزینه می دهند و چه بسا کاهش هزینه خودش کاهش درآمد را هم دارد.
پس در همین ابتدای کار بدانید که نباید اولین سیاست تان کاهش هزینه باشد بلکه باید افزایش درآمد بدهید.
کاهش هزینه یعنی کم کردن نیروهای تولید و کم کردن تولید محصول و بیکاری و این یعنی شکست.
افزایش درآمد یعنی افزایش تولید و زیاد کردن نیرو و تلاش و فعالیت و این یعنی پیروزی.
پس به جای کاهش هزینه و مخارج ابتدا به افزایش درآمد بیندیشید.
اگر موفق نشدید که درآمد خود را رشد دهید همیشه فرصت برای عقبگرد و اعلام ورشکستگی وجود دارد.
زود میدان را خالی نکنید و خود را بازنده ننامید و در نظر دیگران اعتبارتان را از دست ندهید.

? اما باز هم باورهای غلط دست از سر ما بر نمی دارد.
بخش کمی از تولیدکننده ها و فعالان اقتصادی درک می کنند که باید افزایش درآمد بدهند اما باز هم این دسته در گودال و چاه بد دیگری می افتند و شکست می خورند.

? وقتی صحبت از افزایش درآمد می شود همه می فهمند که یعنی افزایش فروش.
تا صحبت از افزایش فروش می شود ذهن به دو مقوله می رود: بازاریابی و تبلیغات
تبلیغات در ذهن تولیدکننده می شود بیلبورد تبلیغاتی و تلویزیون و روزنامه و امثال این ها.
بازاریابی هم می شود استخدام نیرو و ارسال آن ها به جامعه هدف.

? هر دوی این ها در عصر کنونی جوابی غالبا غلط می دهد.
در تبلیغات به مدلی که در ذهن تولید کننده هاست پول خود تبلیغات هم در نمی آید.
اگر در می آمد شرکت ها همیشه تبلیغات می کردند و هیچ بیلبوردی خالی نمی ماند و هیچ باکس تبلیغاتی تلویزیون معطل نمیشد که جدیدا طرح رایگان به تولیدکننده داخلی را اجرا کنند.

? اینکه صدا و سیما الان بازاریابی می کند و شرکت های تبلیغاتی بازاریابی می کنند دلیلیست واضح بر اینکه قبلی ها که تبلیغ کردند پول تبلیغ را هم در نیاورند و ضرر کردند چرا که اگر سود می کردند ادامه می دادند.

? بازاریابی هم جواب نمی دهد چون برخورد جامعه هدف بسیار زشت شده است مگر اینکه بازاریاب خودتان باشید و دل بسوزانید و از حرف تند مشتری ها دلگیر نشوید وگرنه جوان امروز که از یک طرف در حال معاشقه با جنس مخالف است کجا حاضر می شود برخورد قبیح مشتری را تحمل کند؟
از اینروست که ۱۰۰ نیرو استخدام می کنید برای بازاریابی و یکی هم نمی ماند مگر اینکه خدا استثنایی برایتان قائل شود.

? پس با صراحت می گوییم که سایت های اینترنتی و کانال های شبکه های مجازی بهترین راه تبلیغات و بازاریابی هستند.
یک سایت اینترنتی برای شما مثل ده بازاریاب عمل می کند آن هم ۲۴ ساعته بی غر و نق و بی حقوق زیاد و بدون بیمه.
کانال برایتان بیش از ده ها زنگ می آورد اما بیلبورد و تلویزیون آن قدر نمی آورد.

? جهان امروز دیگر جهان سنتی دیروز نیست.
در دنیای نوین، روش های فروش و تجارت سنتی را رها کنید و نوین بیندیشید.
مردم را که درست بشناسید خواهید دید پول گرفتن از آن ها کار سختی نیست.
غلط که بشناسید ثمره ای جز شکست نخواهید داشت.

 

تجارت با این روش! هیچگاه با شکست مواجه نخواهد شد.

? تمام شغل ها روزی با شکست مواجه می شوند حتی کارمندی!!!! ( کمی فکر کنید متوجه می شوید کارمند چگونه شکست می خورد. )
کارگر، مغازه دار، تولیدکننده و همه و همه شکست می خورند اما اگر تاجر به روشی که بیان می کنیم مشغول به تجارت شود هیچگاه شکست نمی خورد و مجبور به ترک شغل تجارت نمی شود.

? نیاز مردم به بسیاری از اجناس و محصولات که در دنیای تجارت هست یک نیاز دائمی و غیرقابل انکار است پس هیچگاه ترک نمی شود.
ممکن است روزی بشود که مردم بی پول شوند و دیگر کارگر نگیرند و خودشان کارهایشان را انجام دهند.
ممکن است روزی اداره ها تعطیل شوند و کارمندان بیکار گردند و دیگران به جای آن ها استخدام شوند.
ممکن است مغازه دارها به دلیل زیاد شدن دست و کم شدن خرید مردم و اجاره های بالای مغازه ها و شهرداری و بیمه و مالیات و غیره مجبور به ترک شغل شوند.
اما اگر تجارتی راه بیاندازید که هزینه های ماهیانه تان نزدیک به صفر باشد هیچگاه مجبور به ترکش نخواهید بود.

? بیایید و حساب کنید یک تاجر چه زمانی ورشکست می شود؟
مثل همه شغل ها زمانی که خرجش بیشتر از برجش باشد.
درآمدش کمتر باشد از هزینه های ماهیانه اش.

? درآمد تاجر از کجا می آید؟ از مشتریانش.
هزینه های تاجر کجاست؟ عمده هزینه های یک تاجر تبلیغاتیست که برای جذب مشتری خواهد داشت وگرنه یک تاجر برای ارتباط با تامین کننده هزینه ای ندارد.
پس در تجارت رابطه مستقیمی است بین هزینه ها و درآمدها.
یعنی هزینه مربوط میشود به سیستم تبلیغات و بازاریابی برای جذب مشتری.
درآمد هم می شود همان پولی که از قرارداد با مشتری به دست می آید.

? حال سوال اینست که چه می شود که یک تاجر ورشکست می شود؟
دلیلش اینست که سیستم تبلیغات و بازاریابی که راه می اندازد هزینه هایی به بار می آورد که به تعداد همان ها هم مشتری ای که پول بدهد در بر ندارد.
شخص می رود محصولش را در تلویزیون و بیلبورد شهری تبلیغ می کند و یک دهم پول تبلیغاتش هم مشتری برایش نمی آید و اینجاست که ورشکست می شود و اصل پولش هم می سوزد.

? و یا بازاریاب هایی می گیرد و چند ماه به آن ها آموزش می دهد و در کنار آموزش ها حقوق می دهد و همین که می خواهد نتایجش به بار بنشیند بازاریاب خوبش می رود و برای دیگری بازاریابی می کند و بازاریاب بدش هم حقوق خودش را در نمی آورد.
اینگونه می شود که هزینه هایش بالا رفته و مجبور به ترک تجارت می شود.

? اما اگر یک تاجر بیاید و بستر تبلیغات و بازاریابی اش را از آدم ها جدا کند و به جای آن برندسازی اینترنتی را شروع کند اولا هزینه هایش نسبت به همه روش های تبلیغاتی نزدیک به صفر است و ثانیا بستگی به هیچ کسی ندارد که اگر کار کند یا نکند فرقی داشته باشد.
ضمنا برندسازی اینترنتی ۲۴ ساعته است و می تواند علاوه بر یک کشور در چندین کشور هدف برای شما تبلیغات و بازاریابی کند.
پس اگر تجارت را با برندسازی اینترنتی شروع کنید هیچگاه شکست نمی خورید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید