, , , ,

آرزوهایی که بیچاره مان کرد

همه ما در زندگی هایمان رویاهایی داریم.
داشتن رویا و آرزو اصلا بد نیست بلکه خوب هم هست.

انسانی که آرزو ندارد مرده است هرچند قلبش از کار نیفتاده باشد و دست و پایش حرکت کند.

اما درباره آرزوها دو نکته مهم است.

اول اینکه آرزوی ما چیست؟
دوم اینکه راه رسیدن به آن آرزو برای ما چگونه است؟

مردم در این باره چهار گروهند

دسته اول گروهی هستند که آرزوهای پوچ و بی فایده و باطلی دارند اما از راهی درست در حال برآورده کردن آن آرزوهایند.
این ها زحمت کشانی هستند که به زودی می فهمند تلاش هایشان جز در جهت نابودی و هلاکت خودشان نبوده و نفعی از رسیدن به آن آرزو نبرده اند.

دسته دوم گروهی هستند که آرزوهای پوچ و بی فایده و باطلی دارند و از سوی دیگر راه رسیدن به آن آرزو را هم نمی دانند و یا بلد نیستند و یا در مسیر غلطی می خواهند به آن آرزو برسند.
این دسته از دسته قبل بیچاره ترند چرا که دسته قبل لااقل به نتیجه می رسد که آرزویشان غلط بوده اما این ها به همان نتیجه هم نمی رسند مگر اینکه خدا بخواهد.

دسته سوم گروهی هستند که آرزوهای درستی دارند اما راه رسیدن به آن را نمی دانند و یا تلاشی نمی کنند و یا تلاششان در جهتی خلاف رساندن آن ها به آرزوهایشان است.
این ها هرچند در نیت درستند اما عمل هایشان آن ها را به جایی نمی رساند و چون نوری ندارند که راه را نشانشان دهد در گمراهی و غلطی می مانند تا می میرند.

دسته چهارم گروهی هستند که آرزوهای درستی دارند و راه رسیدن به آن را هم می دانند و راهنمایی درست دارند و آن ها را در مسیر درست به حرکت در می آورد و در انتها به آرزوهایشان می رسند.
این ها نجات یافته و پیروزند و چه اندکند مردم این دسته.

از زیادی آرزوها بپرهیزید

چرا که اکثر مردم در سه دسته اولند و خود آرزوهایشان و یا ندانستن مسیر رسیدن به آرزو آن ها را گیج و منگ نموده و عمرشان در راهی گذشته که به آنچه می خواستند نرسیدند.